مطالب جالب و خواندنی ( عاشقانه, عارفانه)
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی هميشه با تو ميمونم چقدر اين جمله غمگينه چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه تو از رفتن چه ميدوني تمام واژه ها مردن چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن چقدر اين جمله غمگينه تموم قصه بازي بود تموم عشق تو چشماش بفهمي صحنه سازي بود تو با احساس من مردي ديگه اينجا زمستونه چرا بعد تو من تنهام كسي اينو نميدونه خيانت يعني تنهايي همين حالي كه من دارم همين بغضي كه ميبيني هميشه توصدام دارم خيانت يعني باور كن كه ديگه بر نمي گرده مرور خاطرات تو منو بيهوده تر كرده چقدر اين جمله غمگينه تموم قصه بازي بود تموم عشق تو چشماش بفهمي صحنه سازي بود تو با احساس من مردي ديگه اينجا زمستونه چرا بعد تو من تنهام كسي اينو نميدونه هميشه با تو ميمونم چقدر اين جمله غمگينه چرا چشماي مات من كسي اينجا نميبينه تو از رفتن چه ميدوني تمام واژه ها مردن چه جوري ميشدم وقتي برام عكساتو آوردن توکه نیستی ، زندگیمو/ زیره پای کی بریزم واسه کی ، دلم بمیره / وقتی تو ، نیستی عزیزم دسته سرده این زمونه / دستامو از تو جدا کرد بازیه ، دوری و حسرت / با دلای ما ، چه ها کرد عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت ، دوباره دوریه تو داره آروم / من و از حال، در میاره رنگه پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره ، پا میزاره طاقت دوری ندارم / تو بیا ، بمون کنارم ارزونیه قدم تو / همه ی دارو ندارم ای قشنگترین ترانه / با تو بودن ،آرزومه ای تو نیمه ی وجودم / بی تو عمره من ، حرومه عشق تو ، توی وجودم / تا همیشه ، موندگاره همه آرزوم همینه / که ببینمت دوباره دوریه تو ، داره آروم منو از پا در میاره رنگ پیری ، ذره ذره / تو وجودم پا میزاره نمیزارم ، که جدایی / عشقمو از تو بگیره چشم به راهه تو میمونم / نگو اما دیگه دیره دیگه دیره … آااااااای… و من برگ بودم که باران گرفت/ و دیدم که این قصه پایان گرفت/ بهار تو آمد به دیدار من/ و آخر مرا از زمستان گرفت/ کویر تنت را به باران زدند/ تن آسمان را عطش جان گرفت/ تو میرفتی و چشم من چشمه بود/ و من خیس بودم که باران گرفت/ عجب بارشی بود بر جان من/ که چون رودی از عشق جریان گرفت/ هوای تو بود و خیال تو بود/ که دست مرا در خیابان گرفت/ حقیقت همین است ای نازنین / که چشمت غزل داد و ایمان گرفت/ تو و کوچه وآن زمستان سرد/ و من برگ بودم که طوفان گرفت…. کارگر خسته اى، سکه اى از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد” ناگهان جمله اى روى صندوق دید و منصرف شد… “صدقه، عمر را زیاد میکند!!! آنگاه که ضربه هاى تیشه زندگى را بر ریشه آرزوهایت حس مى کنى، به خاطر بیاور که زیبایى شهابها، از شکستن قلب ستارگان است. زادگاه وتاریخ تولدهیچ کس درهیچ نقشه و تقویمی نیست چراکه آدمها هرلحظه درطپش قلب کسانیکه دوسشان دارند متولد میشوند (کوروش کبیر ) مردان در صید عشق به وسعتی نامتناهی نامردند! گداییه عشق میکنند تا مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند، اما همین که مطمئن شدند، مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند! (دکتر علی شریعتی) دردم این نیست که او عاشق نیست … دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است… دردم اینست که با این سردی ها من چرا دل بستم . . . ؟ از درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است . . . عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد . . . گاه اوج خنده ما گریه است / گاه اوج گریه ما خنده است گریه دل را آبیاری میکند / خنده یعنی این که دلها زنده است زندگی ترکیب شادی با غم است / دوست میدارم من این پیوند را گرچه میگویند شادی بهتر است / دوست دارم گریه با لبخند را فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی . . . وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن . . . ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود ... هيچ وقت !! تو را لحظه اي خواهم پذيرفت... که خودت بيايي... با دل خودت... نه با آرزوي من ...!! . کشوری پر از باکره. پر از مردان پاک و خیر خواه. مردانی که دختران را به مقصدشان میرسانند و کرایه نمی گیرند. و دوشیزه هایی که به خاطر اسب سواری یا ژیمناستیک حال برای خود خانم شده اند!!!! وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن .... مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم
چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من . . .
با کسی نباش که از بی کسی اش مینالد با کسی باش که در جمعِ کسان تو را میخواهد . . .
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست / شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری / که جهنم نگزارد به تنم تاثیری . . .
تو رفته ای که بی من,تنها سفر کنی من مانده ام که بی تو,شبها سحر کنم تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم . . .
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من . . .
در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی . . .
اون نگاه آخر تو منو بدجور زیر و رو کرد
وقت رفتن توی چشمات یه نفر منو صدا کرد
یه نفر که عاشقم بود منو از خودم رها کرد
داری میری خوش به حالت نباشه عین خیالت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و کاشکی میدیدی همه روزام پر درده
کاش میدیدی همه غمه دوریت باوجود من چه کرده
رفتی و کاشکی می موندی این روزا رو خوب میدیدی
میدیدی زندگی مو به چه روزایی کشیدی
داری میری خوش به حالت نباشه عین خیالت
غیر اون دلی که بردی همه برده هات حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
یادمه وقتی که رفتی حتی جاده تو رو گم کرد
اون نگاه آخر تو منو بدجور زیر و رو کرد
وقت رفتن توی چشمات یه نفر منو صدا کرد
یه نفر که عاشقم بود منو از خودم رها کرد
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
رفتی و مونده تو اینجا کوله بار خاطراتت
غیر اون دلی که بردی همه برده ها حلالت
ای که بی تو تک و تنها توی غربت سنگی میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دورنگی
همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود
رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوائی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفائی
” حسین پناهی ”
فقط ۷ روز تا قرعه کشی باقی مانده است
بــــه جــدایی ها عادتـــ داده اند
هـــــــمان جـــایی کـه روی تخــتــه سیاهمان نوشتند:
خــوب ها / بــدهـــا
.
| MiSs-A |

